خدای قاصدک ها تا کی منتظر خبر ظهور باشیم
قاصدک خیس باران هم شود خواهد آمد.و خبر آمدن مهدی زهرا را خواهد آورد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
جنگل دالخانی، جنگل زیبایی که در میان گردشگران به “دالان بهشت” معروف است .
به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران؛دالخانی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رامسر است که در ۳۰ کیلومتری جنوب شرقی رامسر و در دهستان چهل‌ شهید قرار دارد. 



جنگل دالخانی یک جنگل نیمه کوهستانی است که ارتفاع آن به حدود ۸۰۰ متر می رسد و به همین دلیل، گزینه خوبی برای کوهنوردان و طبیعت گردان به حساب می آید. 



از سویی مه غلیظ، مهم ترین ویژگی دالخانی است که بعد از سرسبزی بکرش گردشگران را به این منطقه می کشاند.

 جنگل دالخانی، جنگل زیبایی که در میان گردشگران به "دالان بهشت” معروف است و با درختان انبوه و آب و هوای بی‌ نظیرش می‌ تواند بکرترین تجربه طبیعت‌ گردی شما را رقم بزند.



 نزدیکی جنگل‌های ۶۰۰ هزار متر‌مربعی رامسر به آن، باعث شده این جنگل‌ها به نام دالخانی شناخته شوند.

 جنگل‌هایی که در مسیر جاده ادامه دارند و بعد از دالخانی شما را به ییلاق جنت رودبار و گرسماسر، اکراسر، گلین می‌رسانند. 

 

این جنگل به جنگل دالاخانی و جنگل دالیخانی نیز نامیده می شود. 
 
جنگل دالخانی در مسیر رامسر به تنکابن قرار دارد و برای رسیدن به آن می توانید از مسیر کتالم ـ هریس از جاده میرزا کوچک خان – دالخانی بگذرید یا از خروجی شهر رامسر شروع کنید و بعد از طی مسیری حدود ۷ کیلومتر در مسیر آسفالته رامسر به تنکابن، به سه راهی جنت رودبار برسید. 



جنگل دالخانی ۲۳ کیلومتر جلوتر در کنار جاده انتظار شما را می کشد. 
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

روزی مردی خواب عجیبی دید! دید كه پیش فرشته هاست و به كارهای آنها نگاه میكند. هنگام ورود ، دسته بزرگی از فرشتگان را دید كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هایی را كه توسط پیك ها از زمین می رسند ، باز می كنند و داخل جعبه می گذارند.

 

مرد از فرشته ها پرسید : شما چه كار می كنید ؟ فرشته در حالی كه داشت نامه ای را باز میكرد ، گفت : اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و درخواست های مردم را تحویل میگیریم.

 

مرد كمی جلوتر رفت ، باز تعدادی از فرشتگان را دید كه كاغذ هایی را داخل پاكت می گذارند و آنها را توسط پیك هایی به زمین می فرستند.

 

مرد پرسید : شماها چه كار می كنید ؟ یكی از فرشتگان با عجله گفت : اینجا بخش ارسال است ؛ ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

 

مرد كمی جلوتر رفت و یك فرشته را دید كه بیكار نشسته است !

 

مرد با تعجب پرسید : شما چرا بیكارید ؟! فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است . مردمی كه دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند ،ولی فقط عده ی بسیار كمی جواب می دهند.

 

مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند ؟

 

فرشته پاسخ داد : بسیار ساده ، فقط كافیست بگویند :

 

خدایا "شكر 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

 :

نگاهی به تاریخچه فیزیک کلاسیک

شرکت در آزمون
قوانین فیزیک که تا اواخر قرن 19، توسط دانشمندان ارائه شده بود بخوبی می توانست پدیده های طبیعی را تا آن زمان توصیف کند ولی با پیشرفته شدن تکنیکهای آزمایشگاهی نسبت به قبل ، آزمایشهایی برای بررسی ساختارهای اتمی و ریزاتمی انجام شد که دیگر فیزیک کلاسیک قادر به توجیه آن نبود و اعتبار آن در این مقیاس زیر سؤال رفت. در این مقاله قبل از وارد شدن به دنیای کوانتوم، به معرفی کیفی فیزیک کلاسیک و برخی مشکلات آن می پردازیم.
نزدیک به اواخر قرن 19 میلادی، فیزیکدانان تصور می کردند که درکشان از نحوه عمکرد جهان، به تکامل رسیده است. در آن زمان فیزیک شامل مکانیک کلاسیک، نظریه الکترومغناطیس و ترمودینامیک بود. اسحاق نیوتن با ارایه قوانین خود، بسیاری از پدیده های شناخته شده مادی را توصیف کرد. بعد از او جیمز کلرک ماکسول قوانین جدیدی را ارایه داد که رفتار نور و پدیده های الکترومغناطیسی به کمک آن قابل توجیه بود و ظاهرا به کمک این قوانین عملکرد جهان ماده و نور به طور کامل مشخص می شد. با این همه هنوز یک نسل از این باور نگذشته بود که دنیای فیزیک با کشف پدیده های جدیدی که خارج از قوانین نیوتن و ماکسول عمل می کردند، زیر و رو شد. انقلاب کوانتومی ناشی از این اکتشافات، یک رویداد تحول آفرین در کل تاریخ علم بود و نگاه کلاسیک فیزیک را که بر اساس نظریات نیوتن و ماکسول بنا شده بود، تغییر داد. 


1-قوانین نیوتن
در سال 1687، اسحاق نیوتن قوانین حرکت را به صورت زیر ارایه کرد: قانون اول: همه اجسام همیشه یا در جای خود ثابت می مانند یا با یک سرعت ثابت در مسیر مستقیمشان حرکت می کنند، مگر آنکه تحت تأثیر یک نوع نیروی خارجی قرار گیرند. درستی این قانون در واقعیت و اتفاقات روزمره روشن نیست، زیرا حداقل همیشه نیروی خارجی به نام اصطکاک وجود دارد که منجر به کاهش سرعت اجسام متحرک می شود. 
قانون دوم: اگر به جسمی به جرم m نیروهای خارجی وارد شود، جسم تحت اثر آن نیروها شتاب a می گیرد: 

filereader.php?p1=main_c4ca4238a0b923820

قانون سوم: برای هر عملی (نیرویی)، عکس العملی مساوی و در خلاف جهت آن وجود دارد. به عنوان مثال هنگامی که با تفنگی شلیک می کنیم نیروی عمل کننده از لوله تفنگ به گلوله منتقل و باعث پرتاب شدن آن می شود و نیروی عکس العمل باعث می شود که ته قنداق تفنگ به شانه مان نیرو وارد کند؛ و یا وقتی موشک فضاپیمایی موتور عقبی خود را در فضا روشن می کند (شکل 1) خروج گاز از منفذ عقب در جهت 1، نیروی عکس العملی به سمت 2 ایجاد می کند، که سبب شتاب گرفتن موشک به جلو می شود.


filereader.php?p1=main_14dba61b399baabd2
شکل1- موشک فضاپیمایی که وقتی گاز موشک در جهت 1 خارج می شود، عکس العمل آن موشک را به سمت مخالف می راند.

نیوتن پایه های فیزیک را با سه قانون حرکت و قانون جاذبه اش بنیان گذاشت و به کمک آن، به توصیف پدیده های دنیای روزمره پرداخت. این قانون است که توضیح می دهد چگونه اتمها به یکدیگر برخورد کرده و روی هم اثر می گذارند مانند آنچه که هنگام برخورد توپهای بیلیارد اتفاق می افتد و یا اینکه چه شرایطی برای فرستادن ماهواره به مدار لازم است.

filereader.php?p1=main_80a6d28c2b2c0028e
شکل2- اسحاق نیوتن

1-2 معادلات ماکسول
تا اوخر قرن ۱٩ به نظر می رسید که قوانین نیوتن، جهان مادی را کاملاً توصیف می کنند. حتی رفتار اتمها و الکترونها که در همان اواخر کشف شده بودند، با ترکیب قوانین نیوتن و نیروی الکترومغناطیسی (الکتریکی و مغناطیسی) ارایه شده توسط مایکل فارادی، قابل توصیف بود. 


filereader.php?p1=main_a0b92bf7cb132fa05
شکل3- مایکل فارادی

در نیمه اول قرن ۱٩، فارادی مفاهیم کلیدی همچون خطوط نیرو و میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را توسعه داد. او موتور الکتریکی و دینام را اختراع کرد و کشف کرد که میدان مغناطیسی در حال تغییر، همیشه یک میدان الکتریکی ایجاد می کند و میدان الکتریکی متغیر همیشه میدان مغناطیسی تولید می نماید.
او متوجه شد که با هل دادن آهنربا در یک سیملوله که دو سر آن به یک آمپرسنج متصل شده، عقربه آمپرسنح تکان می خورد و در واقع جریان الکتریکی تولید می شود. همچنین وقتی که جریان الکتریکی از حلقه سیمی عبور می کند، اطراف سیم، میدان مغناطیسی ایجاد می شود و این خطوط تا وقتی که جریان الکتریکی برقرار است، وجود دارد. برای دیدن میدان، یک آهنربای میله ای را زیر صفحه کاغذی که روی آن براده های آهن ریخته شده، قرار داده می شود.

filereader.php?p1=main_bad5b4036fffbd72b
شکل4- خطوط نیرو که در داخل آهنربا جهت آن از قطب S به قطب N و در بیرون از آهنربا بالعکس است، که در واقع جهت آن، جهت میدان را نشان می دهد.

مطابق شکل 4، براده ها به شکل منحنی هایی دور آهنربا قرار می گیرند و شکل میدان آهنربا را درست می کنند. هر یک از خطوط منحنی که قطب S آهنربا را به قطب N آن پیوند می دهند یک خط نیرو می باشد که جهت آن، جهت میدان را نشان می دهد.

filereader.php?p1=main_a27f0be5130d9537b
شکل5- جیمز کلارک ماکسول

در سال 1864، ماکسول(۱۸۷٩-١۸۳١) هر چه را که در مورد میدانهای الکتریکی و مغناطیسی کشف شده¬بود، فقط در یک مجموعه چهار معادله¬ای که به عنوان معادلات ماکسول شناخته می شدند، خلاصه نمود که بزرگترین موفقیت فیزیک کلاسیک در کنار کارهای نیوتن است. این معادلات توضیح می¬دهند که وقتی الکترونی در اتم، ارتعاش کند، میدان الکتریکی ناشی از آن نوسان می¬کند و میدان الکتریکی متغیر، میدانی مغناطیسی تولید می کند. به هر آشفتگی در محیط، که در فضا منتشر می‌شود و حامل انرژی است موج می‌گویند. بنابراین موج الکتریکی یک موج مغناطیسی تولید می کند و آن را همراه با خود دارد. موج مغناطیسی متغییر نیز می تواند یک موج الکتریکی تولید کند. آنچه که واقعاً اتفاق می افتد این است که یک الکترون در حال سکون، میدان الکتریکی و اگر در حال جنب و جوش باشد علاوه بر میدان الکتریکی، میدان مغناطیسی نیز تولید می¬کند. بنابراین امواج الکترومغناطیسی هنگامی ساخته می¬شوند که ذرات بارداری مانند الکترونها حرکت کنند. این مشابه روشی است که با یک حرکت نوسانی در سر طناب، موج را در تمام طول یک طناب به حرکت درآورده می¬شود. ماکسول به همان خوبی که معادلات ریاضی نور را توسعه داد، در خلق تصاویر رنگی با سه رنگ که امروز در گیرنده های تلویزیونی خانگی به کار می¬رود، هم به موفقیت دست یافت.
1.3 دیدگاه کلاسیکی ذرات و امواج
در فیزیک کلاسیک، ذرات و امواج کاملا مجزا هستند؛ و رفتارهای کاملا متفاوتی دارند؛ ذره فقط با یک پارامتر(بردار مکان filereader.php?p1=main_c4ca4238a0b923820 و موج با دو پارامتر دامنه و فاز به طور کامل توصیف می شود. برای مثال، امواج تخت سه بعدی را می توان با تابع موج های filereader.php?p1=main_6512bd43d9caa6e02توصیف کرد:

                                                       filereader.php?p1=main_c81e728d9d4c2f636

که در آن، A دامنه موج و φ فاز آن است. ( filereader.php?p1=main_eccbc87e4b5ce2fe2بردار موج و ω فرکانس زاویه ای است.)
دو حالت ذره و موج را از دید کلاسیک بررسی می شود:
(الف) S چشمه جریان گلوله هاست.
مطابق شکل 6، سه آزمایش مختلف را در نظر بگیرید که در آن ها، S جریانی از گلوله ها را شلیک می کند؛ فرض می شود که هیچ کدام از گلوله ها قبل از رسیدن به پرده از بین نمی روند و درنتیجه همگی به پرده می رسند و اثرات یکسانی ایجاد می کنند. در آزمایش اول، فقط شکاف S1 باز است و filereader.php?p1=main_c4ca4238a0b923820تعداد گلوله هایی است که در واحد زمان به نقطه ای روی پرده که در ارتفاع y قرار دارد، می رسند که درواقع به آن شدت گلوله-ها، روی پرده می گویند. در آزمایش دوم،filereader.php?p1=main_c81e728d9d4c2f636 شدت گلوله هاست وقتی که فقط S2 باز باشد. در آزمایش سوم، اگر S1 و S2 هردو باز باشند، شدت کل روی پرده، باید برابر با جمع I1 و I2 باشد.

filereader.php?p1=main_1174a169ccec8a383

شکل 6- آزمایش دو شکافی با ذرات: S چشمه گلوله، I1 و I2 شدت های ثبت شده روی پرده،به ترتیب، هنگامی که فقط S1 باز است، و هنگامی که فقط S2 باز است. وقتی هر دو شکاف باز هستند، شدت کل برابر است با: I=I1+I2 .


(ب) S یک چشمه امواج است
filereader.php?p1=main_1f6577576bbe1b50d
شکل 7-توماس یانگ

دویست سال پیش، توماس یانگ (1773 – 1829) با انجام آزمایشی که در آن از دو شکاف استفاده شده بود، نشان داد که رفتار نور، موجی است. مطابق شکل 8، او ابتدا نوری تک رنگ را به سمت شکاف ساده و باریکی که روی یک صفحه کدر ایجاد شده بود تاباند. نوری که از این شکاف عبور کرد از دو شکاف موازی در صفحه دوم عبور کرده و روی پرده افتاد و طرحی از نوارهای تاریک و روشن را بوجود آورد. این واقعیت که تداخل دو نوع نور با هم ممکن است نوار تاریک تولید کند، برای دانشمندان قرن نوزدهم مایه تعجب بود. بعد از آن ماکسول، معادلات خود را به کار گرفت تا سرعت حرکت امواج الکترومغناطیسی را اندازه گیری کند. این معادلات، سرعتی واحد برای همه امواج الکترومغناطیسی به دست می دهند که دقیقاً با سرعت نور برابر بود. بنابراین تمام امواج الکترومغناطیس با سرعت نور حرکت می کنند و نتیجه حتمی این است که نور، یک موج الکترومغناطیسی است که در فضا حرکت می کند.

filereader.php?p1=main_38b628bd57a2d715a

شکل8- آزمایش دوشکافی یانگ که پرتو نور تک رنگ پس از عبور از شکاف اول وصفحه دو شکاف موازی، طرحی از نوارهای تاریک و روشن را روی پرده تشکیل می دهد

همان طور که شکل 9، نشان می دهد، S یک چشمه امواج است ( مثلا، امواج نور یا آب) و هنگامی که فقط filereader.php?p1=main_eccbc87e4b5ce2fe2باز است، شدت روی پردهfilereader.php?p1=main_c81e728d9d4c2f636 است. لازم به ذکر است که یک موج با یک تابع مختلط نمایش داده می شود و شدت آن متناسب است با مربع دامنه ( مثلا، ارتفاع آب یا میدان الکتریکی ):filereader.php?p1=main_c4ca4238a0b923820 
filereader.php?p1=main_230ee1d539e04512a

شکل 9- آزمایش دو شکافی: S یک چشمه موج است، I1 و I2 شدت های ثبت شده روی پرده هستند، وقتی که تنها S1 ، وهنگامی که تنها S2 باز است. وقتی که هردو شکاف باز هستند، شدت کل برابر با جمع I1 و I2 نیست و یک جمله نوسانی هم باید اضافه شود.

وقتی دو شکاف باز باشند، شدت کل جمع شده روی پرده، یک الگوی تداخلی از امواج را نشان می دهد؛ و بنابراین نمی تواند برابر با جمع I1 و I2 باشد. دامنه ها باید جمع شوند نه شدت ها: دامنه کل برابر است با جمع ψ1 و ψ2 ، بدین ترتیب، شدت کل با رابطه زیر داده می شود:

filereader.php?p1=main_a8ec7914d4d9b28b8

که در آن δ اختلاف فاز بین ψ1 و ψ2 است و filereader.php?p1=main_c81e728d9d4c2f636جمله ای نوسانی است که در ایجاد الگوی تداخل نقش دارد (شکل 9). بنابراین توزیع شدت، نمی  تواند به تنهایی با I1 و I2 مشخص شود، زیرا به فاز بستگی دارد و این فاز را هنگامی که تنها یک روزنه باز باشد، نمی توان اندازه گیری کرد (δ را می توان با جداسازی روزنه ها یا با دانستن I1، I2 و I محاسبه کرد).
مطابق شکل 10، اگر دو چشمه موج کاملا یکسان (I1=I2) ولی با فاز مخالف (δ=180°) باشند، شدت موج تداخلی روی پرده صفرشده و نوار تاریک تشکیل می شود. اگر دو چشمه موج همفاز باشند (δ=0°)، شدت موج تداخلی همدیگر را تقویت می کنند و نوار روشن تشکیل می شود. 

filereader.php?p1=main_b538e884faf52297c
شکل 10- دو موج بالایی همفاز و یکدیگر را تقویت می کنند و دو موج پایینی، دارای فاز مخالف و یکدیگر را خنثی می کنند. 

از نظر فیزیک کلاسیک، تنها امواج هستند که الگوی پراش نشان می دهند نه ذرات. ولی در آزمایش دوشکافی که با چشمه های الکترونی انجام شد که بعدا به آن پرداخته خواهد شد، نتایج با آنچه فیزیک کلاسیک پیش بینی می کرد تفاوت داشت!
شکست فیزیک کلاسیک در توضیح چندین پدیده میکروسکوپی، مانند تابش جسم سیاه، اثر فوتوالکتریک، پایداری اتمی (اگر الکترونها در مدارهای پیوسته کلاسیکی باشند با از دست دادن انرژی خود باید شعاع دوران آن حول هسته کوچک و کوچک تر شود و نهایتا روی هسته سقوط کنند!) و طیف نگاری اتمی، راه را برای جستجوی ایده های جدید خارج از قلمرو فیزیک کلاسیک هموار ساخت.
نتیجه گیری:
موفقیت شایان فیزیک کلاسیک (مکانیک کلاسیک، نظریه کلاسیکی الکترومغناطیس و ترمودینامیک) این اطمینان را برای همگان ایجاد کرده بود که بهترین توصیف برای رفتارهای طبیعت بدست آمده است و به کمک قوانین نیوتن و معادلات ماکسول، پدیده های شناخته شده تا آن زمان، قابل توجیه بود. ولی با ظهور و پیشرفت تکنیکهای آزمایشگاهی به منظور بررسی ساختارهای اتمی و زیر اتمی، معلوم شد که فیزیک کلاسیک در توضیح و تشریح پدیده های جدید مانند تابش جسم سیاه، اثر فوتوالکتریک، پایداری اتمی و طیف نگاری اتمی به شدت ناتوان است که اعتبار فیزیک کلاسیک را در مقیاس میکروسکوپی زیر سوال می برد. بنابراین باید از مفاهیم جدید برای توجیه پدیده های مشاهده شده استفاده نمود که راه را برای ظهور مکانیک کوانتوم باز کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

  • پی‌گیری این صفحه
Doubleslitexperiment.svg

در مکانیک کوانتومی، آزمایش دوشکاف آزمایشی است که نشان می‌دهد ماهیت ذره‌ای و موجی نور و دیگر ذرات کوانتومی از هم جدایی‌ناپذیرند. در این آزمایش یک باریکهٔهمدوس نور را به صفحه‌ای که دو شکاف باریک رویش دارد می‌تابانیم، و نور پس از گذشتن از صفحه روی پرده‌ای که در پشت است می‌افتد. ماهیت موجی نور باعث می‌شود که نورهایی که از دو شکاف می‌گذرند با هم تداخل کنند و یک الگوی تداخلی (نوارهای تاریک و روشن) بسازند. ولی اگر روی پرده نور را با آشکارساز بسنجیم، می‌بینیم که نور همیشه به شکل ذره (فوتون) جذب می‌شود.[۱][۲]

اگر نور در مسیر خود از چشمه تا پرده تنها ویژگی ذره‌ای خود را نشان می‌داد، تعداد فوتون‌هایی که به هر نقطه از پرده می‌رسیدند، جمع تعداد فوتون‌هایی بود که از شکاف سمت چپ و از شکاف سمت راست آمده‌اند. به زبان دیگر، شدت نور در هر جای پرده حاصل‌جمع شدت وقتی است که شکاف سمت چپ را پوشانده باشیم و وقتی که شکاف سمت راست را پوشانده باشیم. ولی آزمایش نشان می‌دهد که اگر هر دو شکاف را باز بگذاریم، شدت نور در بعضی جاها بیشتر و در بعضی جاها کمتر از انتظار ما خواهد بود. این پدیده نمایانگر تداخل سازنده و ویرانگر امواج نور است، و با ماهیت جمع‌شدنی ذرات نور قابل توضیح نیست.[۳]

هر طور که آزمایش را تغییر دهیم که بخواهیم ببینیم که نور از کدام شکاف گذشته است، طرح تداخلی از بین می‌رود و نتیجهٔ ذره‌ای به دست می‌آید. این پدیده نشان‌دهندهٔ اصل مکملیت است، که می‌گوید نور می‌تواند هم ویژگی ذره‌ای و هم موجی از خود نشان دهد، ولی نمی‌توان همزمان ماهیت ذره‌ای و موجی را در یک پدیده دید.

آزمایش دوشکاف را می‌توان (با ابزار آزمایش متفاوت) با ذرات مادی (مانند الکترون) هم انجام داد. با این ذرات هم نتیجهٔ آزمایش مانند پیش خواهد بود که نشان می‌دهد ذرات مادی هم دوگانگی موج-ذره از خود نشان می‌دهند.

در سال ۲۰۰۲ خوانندگان مجلهٔ فیزیکس‌ورلد، آزمایش دوشکاف با الکترون را به عنوان «زیباترین آزمایش فیزیک» برگزیدند.[۴]





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد
شیمی هسته‌ای یکی از شاخه‌های فناوری هسته‌ای است. در این زمینه واکنش‌ها و موارد شیمیایی فرآیند‌هایهسته‌ای مورد بررسی قرار می‌گیرند. شیمی هسته‌ای، جزئیات ماهیت پیوندی (نیرویی) که پروتون‌ها و نوترون‌هارا به یکدیگر نگه می‌دارد و خواص هسته از قبیلرادیواکتیویته، تغییرات و تبدیلات مصنوعی، شکست هسته و ذوب هسته‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. اشعه ایکس، پرتوهای آلفا و بتا و گاما و ساختارهای اتمی از جمله موارد مورد بررسی شیمی هسته‌ای هستند



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد


  • ویژه هسته: یک هسته خاص با اعداد پروتونی (Z) و نوترونی (N) معین را گویند.

  • ایزوتوپها: ویژه هسته‌هایی با پروتونهای یکسان و نوترونهای مختلف را گویند. مثال: ایزوتوپ هیدروژن ؛ 21H و 31H می‌باشند.

  • ایزوتونها: ویژه هسته‌هایی با نوترون برابر و پروتون مختلف را گویند.

  • ایزوبارها: ویژه هسته‌هایی با عدد جرمی A برابر (A = Z + N) را می‌گویند.

  • ایزومر: ویژه هسته‌هایی در حالت بر انگیخته با نیم عمر قابل اندازه گیری را ایزومر می‌نامند.



تصویر




  • نوکلئون: ذرات تشکیل دهنده هسته (نوترون یا پروتون) نوکلئون نام دارند.

  • مزونها: ذراتی هستند با جرمی بین جرم الکترون و جرم پروتون. شناخته شده‌ترین مزونها عبارتند از: مزونهای پی که نقش مهمی در نیروهای هسته‌ای باز می‌کند و مزونهای مو که در پدیده‌های پرتو کیهانی مهم است.

  • پوزیترون: الکترون با بار مثبت به عبارتی ذره‌ای با جرمی برابر جرم الکترون و باری برابر بار الکترون با علامت مثبت.

  • فوتون: کوانتوم تابش الکترومغناطیسی که معمولاً بصورت نور اشعه ایکس یا اشعه گاماظاهر می‌شود به عبارت دیگر کوچکترین ذرات سازنده نور فوتونها هستند.

  • اسپین: صرفنظر از انرژی مربوط به چرخش الکترون به دور هسته اتمی الکترون نیز انرژی اضافی دیگری دارد که مربوط به چرخش حول محور خود می‌باشد. علاوه بر الکترون ذراتی دیگر مثل پروتون ، نوترون و فونونها نیز به نوبه خود دارای اسپین می‌باشد.

  • آب سنگین: اصطلاحی که معمولا برای مولکول آب دارای دو اتم هیدروژن سنگین بکار می‌رود در این مولکول دو اتم دوتریوم بجای دو اتم هیدروژن جایگزین می‌شود (D2o). آب سنگین دارای خواص غیر عادی بوده و در راکتورهای هسته‌ای نقش ایفا می‌کنند.

  • بتاترون: یک شتاب دهنده چرخه‌ای است، این دستگاه شامل یک محفظه حلقوی بدون هوا است، که بین قطبهای یک الکترومغناطیس جای دارد. یک چشمه الکترونی نیز داخل آن محفظه قرار گرفته است.

img/daneshnameh_up/7/79/C3_quant_04.JPG




  • سوخت هسته‌ای پلوتونیوم: یک عنصر شیمیائی یا عدد اتمی 92 و جرم اتمی 239 و یک فلز سمی است، به سادگی در هوا آتش می‌گیرد. کاربرد عمده پلوتونیوم در راکتورهای هسته‌ای ، بمبهای هسته‌ای ، چشمه ذره آلفا و اشعه گاما در پزشکی است.

  • کوانتا (Cuonta): در سال 1901 فیزیکدان معاصر آلمانی ماکس پلانک پیشنهاد نمود که در انتقالات فیزیکی و تأثیرات متقابل اتمهای ماده ، انرژی بصورت مقادیر مجزا یا "بسته‌های" کوچک نشر یافته و یا جذب می‌شوند. در نتیجه مطابق این تئوری ، انرژی دارای مقادیر پیوسته‌ای نمی‌باشد. این قسمتهای کوچک نام کوانتوم بخود گرفت.

  • لباسهای بادی (Pneumatic suit ): لباسهای مخصوص که برای کار در هوای آلوده به مواد رادیو اکتیو (بخارهای گازها ، ذرات بسیار ریز) بکار می‌رود.

  • مهندسی هسته‌ای: شاخه‌ای از مهندسی مواد که انرژی هسته‌ای و نیز موارد استفاده از آن را برای احتیاجات کلی و دفاعی مطالعه و بررسی می‌کند.

  • نوترنیو (Neutrino):ذراتی هستند خنثی که تشخیص و حتی به تله انداختن آنها خیلی مشکل است. ضمن واپاشی بتای هسته‌های اتمی همراه الکترون یا پوزیترون گسیل می‌شود.

  • نیم عمر (Half Life): یکی از مهمترین کمیتهای مشخصه مواد رادیو اکتیو نیم عمر آنها می‌باشد و طبق تعریف مدت زمانی است که فعالیت چشمه به نصف مقدار اولیه می‌رسد.



img/daneshnameh_up/6/63/salemnuclear.jpg




  • راکتورهای هسته‌ای: وسیله‌ای که درآن واکنش شکافت زنجیری کنترل شده انجام می‌شود، راکتور هسته‌ای نام دارد. اورانیوم و پلوتونیوم به عنوان سوخت هسته‌ای بکار می‌رود.

  • پرتوهای کیهانی:تابشهای کیهانی عبارتست از ذرات مثبت تند (پروتونها) و شماری ذرات آلفا و هسته‌های دیگر ذرات اولیه. پرتوهای کیهانی دارای انرژی عظیم از مرتبه میلیارد الکترون ولت است، گاهی این انرژی به مقادیر حیرت آور از مرتبه 2110 ev می‌رسد. این پرتوها قادرند تا عمق اقیانوسها و زمین هم نفوذ کنند.

  • جرم سکون (Rest Mass): جرم یک ذره ای که سرعت آن صفر بوده و یا صفر می‌شود را جرم سکون گویند.

  • جرم بحرانی سوخت هسته‌ای (Critical Mass): جرم بحرانی برای انجام یک واکنش زنجیری شکست عبارتست از کمترین مقدار سوخت هسته‌ای بطوری که هر دوره نوترون باعث تولید یک دوره بعدی یا همان تعداد نوترون گردد، یعنی کاهش نوترون در سوخت هسته‌ای بطور کامل جبران شود.

  • تعریف جرم بحرانی: کمترین مقدار لازم جرم فیزیکی ماده سوختنی جهت سوختن را جرم بحرانی گویند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

 

اسکالر (نرده ای): کمیتی که اندازه دارد، اما جهت ندارد.
اصطکاک: نیرویی که در حرکت نسبی دو جسم در حال تماس، مقاومت ایجاد می کند.
اصل پائولی: اصل طرد.
القا: یک اثر الکتریکی یا مغناطیسی که با یک میدان تولید می شود.
الکترود: هر پایانه یا محل اتصالی که جریان الکتریکی از آن در یک ماده ی رسانای الکتریکی وارد یا از آن خارج می شود.
الکترودینامیک کوانتومی (QED): مطالعه ی الکترونها، فوتونها و برهم کنش آنها.
الکتروستاتیک: بررسی بارهای الکتریکی ساکن و میدانهای آنها.
الکتروشیمی: بررسی واکنشهای شیمیایی، تولید شده یا القا شده با الکتریسیته.
الکترولیت: ماده ی محلول یا مذابی که الکتریسته را با عبور یونها از یک الکترود به الکترود دیگر هدایت می کند.
الکترولیز: تولید تغییرات شیمیایی با عبور جریان الکتریکی از یک محلول یا ماده ی مذاب.
الكترومتر: وسیله ای حساس برای اندازه گیری پتانسیلهای الكتریكی.
الکترومغناطیس: علم الکتریسیته و مغناطیس.
الکترون: ذره ای بنیادی، حامل بار منفی و از لحاظ قدر مطلق برابر با بار مثبت پروتون.
الکترون ولت: یکای کوچکی از انرژی که برای اندازه گیری انرژیهای مولکولها، اتمها و ذرات زیر اتمی به کار گرفته می شود و معادل انرژی ای است که یک الکترون هنگام عبور از اختلاف پتانسیل یک ولت به دست می آورد. علامت اختصاری آن ev است.
انتقال به سرخ: تغییر در رنگ مشاهده شده ی یک ستاره یا کهکشان به سبب دور شدن ستاره یا کهکشان از زمین.
انتگرال: عملیات ریاضی که تغییرات بسیار کوچک را در یک کمیت جمع می کند و با علامت نشان داده می شود.
اندازه ی سرعت (Speed): قدر مطلق سرعت، که برحسب متر بر ثانیه مایل بر ساعت و غیره اندازه گیری می شود.
انرژی پتانسیل: انرژی یک جسم ناشی از موضع آن. مثلاً انرژی پتانسیل جسمی به جرم m که در فاصله ی z بالای سطح زمین قرار گرفته باشد mgz است، که g شتاب گرانی است.
انرژی سینتیک (جنبشی): انرژی یک جسم ناشی از حرکت آن؛ معادل با  اصلاحات فیزیکی جدید که در آن m جرم جسم و  اصلاحات فیزیکی جدید سرعت آن است.
انرژی گیبس: انرژی ای که می تواند به کار تبدیل شود، و انرژی آزاد نیز نامیده می شود.
ایزوتوپ: اتمهایی که جرمهای متفاوت، امّا بار هسته ای یا عدد اتمی یکسان دارند.
باریون: هادرون سنگینی مرکب از سه کوارک؛ نمونه های آن پروتونها و نوترونهاست.
برهم کنش ضعیف: در فیزیک هسته ای برهم کنشی که واپاشی  اصلاحات فیزیکی جدید را در پی دارد.
برهم کنش قوی: در فیزیک ذرات، نیرویی که کوارکها را در هادرونها، و پروتونها و نوترونها را در هسته ها به هم می پیوندد.
پارسک: یک یکای فاصله ی اخترشناسی معادل 26/3 سال نوری.
پتانسیل: معیاری از انرژی که در نقطه ی معینی از میدان موجود است، و برحسب یکای ویژگی فیزیکی تحت تأثیر میدان (مثلاً جرم یا بار الکتریکی) اندازه گیری می شود.
پتانسیل الکتریکی: نیروی محرکه ی یک جریان الکتریکی، که برحسب ولت اندازه گیری می شود.
پرتوزایی: فرایند واپاشی پرتوزایی. حاصل این فرایند ممکن است تغییر اتم یک عنصر به اتم عنصر دیگر، با گسیل ذره ی آلفا یا بتا باشد.
پرتوهای x: تابش الکترومغناطیسی پر انرژی.
پرتوهای گاما: تابش الکترومغناطیس با انرژی- زیاد که در واپاشی پرتوزا می شود.
پروتون: هسته ی هیدروژن، یکی از اجزای بنیادی همه ی هسته ها.حامل یک بار مثبت برابر با قدر مطلق بار الکترون است.
پیل: اصطلاح فرمی برای رآکتور هسته ای با استفاده از اورانیم طبیعی که با گرافیت کند می شود.
پیون: یک مزون. سه نوع متفاوت از پیونها مشاهده شده است،  اصلاحات فیزیکی جدید ،  اصلاحات فیزیکی جدید و  اصلاحات فیزیکی جدید ، با بارهای 1-، 0 و1+.
تابع: اصطلاحی ریاضی برای کمیتی که بستگی به کمیت یا کمیتهای دیگر دارد؛ مثلاً مساحت A دایره تابعی از شعاع دایره  اصلاحات فیزیکی جدید است، بنابر رابطه ی  اصلاحات فیزیکی جدید .
تابع پارش: حاصل جمعی از جمله های نمایی که در مکانیک آماری بخشی بنیادی است.
تشدیدگر: اصطلاح پلانک برای مولکولهای در حال ارتعاش در دیواره های یک کوره ی جسم سیاه.
تکینگی: در نسبیت عام، نقطه ای در فضا- زمان که در آن کمیتهای فیزیکی مانند چگالی بی نهایت می شود.
تلسکوپ بازتابی: تلسکوپی که پرتوهای نور را جمع و در کانون یک آینه ی کاو متمرکز می کند.
تناسب: در ریاضیات، رابطه ی بین دو کمیت به طوری که اگر یک کمیت تغییر کند دیگری متناسب با آن تغییر می کند. اگر x و y با یکدیگر متناسب باشند ،  اصلاحات فیزیکی جدیددو برابر شدن x با دو برابر شدن y همراه است و برعکس. اگر x سه برابر شود y هم سه برابر می شود و غیره.
تناوب یا دوره: در حركت تناوبی به كار می آید. زمان لازم برای كامل شدن یك چرخه ی حركت.
ثابت پلانک: عدد کوچکی که با h نشان داده می شود و در اکثر معادلات نظریه ی کوانتومی ظاهر می شود.
ثابت تناسب: در ریاضیات، ثابتی که تناسب را به معادله تبدیل می کند. بنابراین ثابت تناسب k تناسب  اصلاحات فیزیکی جدید را به معادله ی y=kx تبدیل می کند.
ثابت گاز: ثابت R در قانون گاز کامل PV=nRT، که می گوید حجم V از یک گاز کامل با مقدار مولی n، دمای مطلق T، نسبت مستقیم و با فشار P آن نسبت عکس دارد.
جدول تناوبی: ترتیبی از عناصر شیمیایی در جدولی که ستونها شامل عناصری است با خواص شیمیایی مشابه. معمولاً (نه همیشه) ردیفهای جدول، فهرست عناصری است به ترتیب افزایش وزن اتمی.
جریان الکتریکی: جریانی از الکترونها در یک ماده ی رسانا مانند مس که برحسب آمپر اندازه گیری می شود.
جزء خط: اندازه ی فاصله در فضا- زمان بین دو رویداد نزدیک به هم.
چسبندگی: ویژگی ماده که مقاومت در برابر جاری شدن آن را، اندازه می گیرد.
چگالی: جرم در واحد حجم؛ برحسب کیلوگرم بر مترمکعب، پوند بر گالن و غیره اندازه گیری می شود.
حرکت دائمی: این مفهوم که یک ماشین بتواند طوری طراحی شود که بدون الزام به درونداد انرژی، جاودانه برونداد مفید فراهم کند. وجود چنین ماشینی بنابر قانونهای ترمودینامیک ممنوع است.
خط طیفی: طول موج، فرکانس یا انرژی خاص در یک طیف.
دامنه: در مکانیک کوانتومی، کمیتی محاسبه شده برای یک رویداد و هرگاه به توان دو برسد، احتمال وقوع رویداد به دست می آید.
ذرات آلفا (یا پرتوهای آلفا): یونهای هلیم حاصل از فروپاشی پرتوزا.
ذره: موجودی فیزیکی که در فضا و زمان در یک موضع محدود شده است. در مقایسه با مفهوم میدان، که به موجودی فیزیکی که در سراسر فضا و زمان وجود دارد مربوط می شود.
راکتور هسته ای: وسیله ای برای تداوم واکنش هسته ای زنجیره ای کنترل شده.
رادیوشیمی: شاخه ای از شیمی که عناصر پرتوزا را با فنون شیمیایی از هم جدا می کند.
ژول: یکای انرژی، تقریباً معادل 239/0 کالری.
سال نوری: یکای فاصله در اخترشناسی؛ فاصله ای که پرتو نور در خلاء به مدت یک سال طی می کند؛ برابر با 88/5 تریلیون مایل.
ستاره ی نوترونی: ستاره ی پیری که سوخت هسته ای آن مصرف شده است، و برای ستاره ای با جرم خورشید، به قطر 50 تا 1000 کیلومتر فرو می ریزد. نیروی گرانشی در این ستاره با نیروی یک نوترون شمرده می شود.
سحابی: ابر بزرگی از گاز و غبار در فضا؛ در واژگان هابل، کهکشان.
سرعت: آهنگ تغعییر فاصله با زمان کم هم قدر مطلق و هم جهت را شامل می شود.
سلول ولتایی: وسیله ای شیمیایی که برونداد آن یک جریان الکتریکی است.
سینماتیک: علم حرکت بدون در نظر گرفتن نیرو یا انرژی.
شکافت: شکسته شدن هسته یک اتم سنگین ناپایدار به اجزاء سبکتر، با آزاد شدن مقدار بسیار زیادی انرژی.
شمارگر گایگر: اسبابی که هانس گایگر برای اندازه گیری پرتوزایی ساخته است.
ضریب انبساط: ضریبی که تغییرات نسبی حجم یک جسم را که ناشی از تغییر دماست اندازه گیری می کند.
طیف: جداسازی تابش یا ذرات به اجزای سازنده ی طول موجها، فرکانسها، یا انرژیها.
طیف نما: وسیله ای که طیف را نشان می دهد.
طیف نمایی: بررسی طیفهای اتمها، مولکولها یا ذرات.
عدد کوانتومی: عدد درست یا نیم- درستی که حالت تعیین شده با نظریه ی کوانتومی را مشخص می کند.
فاز: در نظریه ی موجی، یک مرحله ی معین در حرکت موجی. دو موج اگر همفاز باشند یکدیگر را تقویت می کنند، و اگر همفاز نباشند یکدیگر را خنثی می کنند.
فرایند برگشت پذیر: در ترمودینامیک، فرایندی آرمانی که جهت آن بدون تغییراتی مشخص در دستگاه موردنظر یا در محیطش، معکوس می شود.
فرایند برگشت ناپذیر: در ترمودینامیک فرایندی غیر ایده آل که جهت آن بدون تغییراتی در محیط اطراف دستگاه معکوس نمی شود. همه ی فرایندهای واقعی تا حدی برگشت ناپذیرند.
فشار الکترون: فشار ناشی از الزام اصل طرد که دو الکترون به گونه ای که در یک حالت باشند، نمی توانند یک نقطه در فضا- زمان را اشغال کنند.
فرمیون: ذره ای که عدد کوانتومی اسپین آن نیم- درست است. فرمیونها اجزای ماده اند، و رفتار آنها با اصل طرد محدود می شود. مشهورترین فرمیونها عبارتند از الکترونها، پروتونها، نوترونها و نوترینوها.
فوتون: ذره ای بنیادی که حامل نیروی الکترومغناطیسی در میدانهای تابش است. چه تابش ویژگیهای موجی داشته، چه ویژگیهای ذره ای.
کار: در فیزیک وقتی نیرویی بر جسمی وارد می شود تا آن را در فاصله ای جابه جا کند، مانند بالا بردن، هل دادن یا کشیدن جسم آنچه حاصل می شود کار می نامیم. که برحسب ژول، کالری و غیره اندازه گیری می شود.
کوانتش: هنگام به کار گرفتن یک ویژگی فیزیکی مانند انرژی تغییر در آن ویژگی در مراحل گسسته صورت می گیرد نه به صورت پیوسته.
کوتوله ی سفید: ستاره ای که سوخت هسته ای اش را مصرف کرده، و به عنوان ستاره ای با جرم خورشید، به قطری برابر با قطر زمین رمبیده است. نیروی گرانشی ستاره با فشار الکترون متوازن می شود.
کهکشان: دستگاه مستقل متشکل از مجموعه ای از ستارگان.
کیلوگرم- متر: معیاری از کار؛ معادل با کاری که برای بالا بردن یک کیلوگرم به ارتفاع یک متر لازم است.
گاز ایده آل: گازی که حجم آن با دمای مطلق و مقدار مولی نسبت مستقیم و با فشار نسبت عکس دارد از این رو، از قانون گاز PV=nRT تبعیت می کند که در آن T,V,P و n عبارتند از فشار، حجم، دمای مطلق و مقدار مولی گاز، و R یک ثابت است.
گاز کامل: نام دیگری برای گاز ایده آل.
گرم: یکای جرم.
گرماشیمی: بررسی واکنشهای گرمازا و گرماده.
گرمای ویژه: گرمای لازم برای اینکه دمای یک واحد جرم از ماده ای را یک درجه بالا ببرد.
گالوانومتر: اسبابی برای اندازه گیری جریانهای الکتریکی اندک.
لپتون: یک ذره ی بنیادی که در برهم کنشهای قوی دخالتی ندارد، مثلاً الکترونها، نوترینوها و موئونها.
لگاریتم: لگاریتم یک عدد، توان یک مبنا- معمولاً 10- که آن عدد را محاسبه می کند. مثلاً، چون 1000=103 است، لگاریتم 1000 می شود 3.
مبنای لگاریتم: عددی که به توانی برابر لگاریتم می رسد.
مثلثات: شاخه ای از ریاضیات که مسائل مربوط به مثلثها را حل می کند.
مزون: هادرونی با جرم متوسط، مرکب از یک کوارک و یک پادکوارک؛ نمونه ی آن یک پیون است.
مکانیک آماری: بررسی دستگاههای بزرگ مقیاس از دیدگاه رفتار میانگین مولکولهای سازنده ی دستگاه.
مکانیک کوانتومی: اصطلاحی عام برای مکانیک ماتریسی، مکانیک موجی و ترکیبی از آنها که دیراک تعریف کرده است.
مکانیک موجی: نوعی مکانیک کوانتومی که شرودینگر و دوبروی مبتکر آن بودند.
مگا پارسک: یکای فاصله در اخترشناسی، برابر با یک میلیون پارسک یا 26/3 میلیون سال نوری.
مول: در شیمی، کمیت یک سازه ی شیمیایی شامل عدد آووگادرو مولکول.
میدان: موجودی فیزیکی که در سراسر فضا و زمان وجود دارد. میدانها موجب آثار الکتریکی، مغناطیسی و گرانشی می شوند. در مقایسه با مفهوم ذره که به موجودی فیزیکی محدود شده به فضا و زمان مربوط می شود.
نسبیت: بررسی مکانیک اجسام در حرکت نسبت به یکدیگر.
نوترون: ذره ای بدون بار که جرم آن تقریباً برابر با جرم پروتون است؛ یکی از اجزای همه ی هسته ها است.
نوترون کند: نوترونی با انرژی کم
نوترینو: یک ذره ی بنیادی که حامل بار نیست و جرم بسیار اندکی دارد.
نور قطبیده: نوری که در جهت معین ارتعاش کند.
واپاشی پرتوزا: رویداد هسته ای که در آن یک عنصر پرتوزا خود به خود، یک ذره ی پر انرژی، معمولاً ذره ی آلفا، یا ذره ی بتا، یا پرتو گاما، یا ترکیبی از آنها گسیل می کند.
واکنش هسته ای زنجیره ای: فرایند هسته ای که در آن رویدادهای شکافت، نوترونهای زیاد، یا نوترونهایی بیشتر از آنچه مصرف شده، تولید و این نوترونها شکافتهای بیشتری را القا می کنند.
وزن: نیروی گرانشی که بر یک جسم وارد می شود.
وزن مولکولی: جرم مولکول نسبت به جرم اتم هیدروژن، به فرض آنکه آن را 1 بگیریم (در واقع 008/1 است).
هادرون: هر ذره ی زیر اتمی که با برهم کنشهای قوی منسجم می شود. واحدهای ساختمانی هادرونی کوارکها هستند.
یون: یک اتم یا مولکول که از لحاظ الکتریکی باردار است.
منبع مقاله : 
كروپر، ویلیام هـ، (1389)، فیزیكدانان بزرگ از گالیله تا هاوكینگ، احمد خواجه نصیر طوسی ـ سهیل خواجه نصیر طوسی، تهران، مؤسسه ی فرهنگی فاطمی، چاپ اول 1389.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

کانسنگ اورانیوم

غنی‌سازی اورانیوم عملی است که به‌واسطهٔ آن در یک تودهٔاورانیوم طبیعی مقدار ایزوتوپ ۲۳۵U بیشتر شود و مقدار ایزوتوپ ۲۳۸U کم‌تر گردد. غنی‌سازی اورانیوم یکی از مراحل چرخه سوخت هسته‌ای است.

اورانیوم طبیعی (که به‌شکل اکسید اورانیوم است) شامل ۹۹٫۳‎٪ از ایزوتوپ ۲۳۸U و ‎۰٫۷‎٪ از ‎۲۳۵U است. ایزوتوپ۲۳۵U اورانیوم قابل شکافت و مناسب برای بمب‌ها ونیروگاه‌های هسته‌ای است.

۲۳۸U باقی‌مانده را اورانیوم ضعیف‌شده می‌نامند و نوعیزباله اتمی است. به‌خاطر سختی زیاد و آتش‌گیری و ویژگی‌های دیگر از آن در ساختن گلوله‌های ضد زرهاستفاده می‌کنند. اورانیوم ضعیف‌شده نیز هم‌چنان پرتوزااست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

ایزوتوپهای اورانیوم می‌توانند از هم جدا شوند تا تمرکز یک ایزوتوپ بر دیگری را افزایش دهند. این فرایند غنی سازی نام دارد.

اورانیوم به رنگ سفید مایل به نقره‌ای، سنگین، فلزی و رادیواکتیو است و به رغم تصور عام، فراوانی آن در طبیعت حتی از عناصری از قبیل جیوه، طلا و نقره نیز بیشتر است. عنصر اورانیوم در طبیعت دارای ایزوتوپهای مختلف از جمله دو ایزوتوپ مهم و پایدار اورانیوم ۲۳۵ و اورانیوم ۲۳۸ است.

اورانیوم ۲۳۵ مهمترین ماده مورد نیاز رآکتور هسته‌ای(برای شکافته شدن و تولید انرژی) است اما مشکل کار اینجاست که اورانیوم استخراج شده از معدن ترکیبی از ایزوتوپهای مخلوط اورانیوم ۲۳۵ می‌باشد. بطوری که از این مخلوط سهم ایزوتوپ۲۳۵ حدود هفت دهم درصد است و برای کاربردی شدن آن در صنعت هسته‌ای باید غلظت ان بین ۲ تا ۵ درصد باشد و در واقع باید غنی سازی صورت گیرد.

فراوری کیک زرد و تولید هگزافلورید اورانیوم و آغاز غنی‌سازی (مرحله تبدیل و غنی‌سازی) کیک زرد در این مرحله هنوز دارای ناخالصی‌هایی است که توسط روشهای مختلف این ناخالصی‌ها کاسته شده‌است. استخراج اوانیوم از معدن و تهیه کیک زرد (مرحله فراوری سنگ معدن اورانیوم) عنصر اورانیوم در طبیعت به صورت ترکیبات شیمیایی مختلف از جمله اکسید اورانیوم، سیلیکات اورانیوم و یا فسفات اورانیوم و به صورت مخلوط با ترکیباتی از عناصر دیگر یافت می‌شود. در میان کشورهای مختلف جهان، استرالیا دارای بزرگترین معادن اورانیوم است و کشورهای قزاقستان، کانادا، آفریقای جنوبی، نامیبیا، برزیل و روسیه نیز از معادن بزرگی برخوردارند.

مواد معدنی حاوی اورانیوم با استفاده از روشهای معدن‌کاوی زیرزمینی و یا روزمینی استخراج شده و سپس طی فرایندهای مکانیکی و شیمیایی موسوم به “آسیاب کردن” و “کوبیدن” از دیگر عناصر جدا می‌شوند.

اورانیوم پس از استخراج تفکیک، کوبیده، خرد و به شکل پودر درآمده و سپس برای تولید ماده موسوم به کیک زرداستفاده قرار می‌گیرد. کیک زرد در واقع محصول فراوری سنگ معدن ارونیوم است و به ترکیباتی از اورانیوم گفته می‌شود که ناخالصی‌های معدنی آن به میزان زیادی گرفته شده و است.

حدود نیم کیلوگرم اورانیوم غنی شدهٔ به کار رفته در یک بمب هسته‌ای، برابر با چندین میلیون گالن بنزین است.

غنی سازی با دستگاه سانتریفیوژویرایش

نوشتار اصلی: مرکزگریز گازی
اتصال سری سانتریفیوژهای گازی در یک کارخانه غنی سازی در آمریکا

سانتریفوژ دستگاهی است که برای جدا سازی مواد از یکدیگر بر اساس وزن آنها استفاده می‌شود. این دستگاه مواد را با سرعت زیاد حول یک محور به گردش از محور فاصله می‌گیرند. در واقع در این روش برای جدا سازی مواد از یکدیگر از شتاب ناشی از نیروی گریز از مرکز استفاده می‌گردد، کاربرد عمومی این دستگاه برای جداسازی مایع از مایع و یا مایع از جامد است. سانتریفوژهایی که برای غنی سازی اورانیوم استفاده می‌شود حالت خاصی دارند که برای گاز تهیه شده‌اند که به آنها Hyper-Centrifuge گفته می‌شود. پیش از آنکه دانشمندان از این روش برای غنی سازی اورانیوم استفاده کنند از تکنولوژی خاصی به نام Gaseous Diffusion به معنی پخش و توزیع گازی استفاده می‌کردند.

گردش سریع سیلندر، نیروی گریز از مرکز بسیار قوی تولید می‌کند و طی آن مولکولهای سنگینتر (آنهایی که شامل ایزوتوپ اورانیوم ۲۳۸ هستند.) از مرکز محور گردش دورتر می‌گردند و با بستی سازهای ساخت قم (فردو)(اورانیوم ۲۳۵) بیشتر حول محور سانتریفوژ قرار می‌گیرند. در غنی سازی اورانیوم با روش سانتریفوژ گازی، از تعداد زیادی سیلندر دوار که به صورت موازی و سری کنارهم قرار داده شده‌اند استفاده می‌شود.

سانتریفوژ دستگاه استوانه‌ای شکلی است که درست مثل توربین هواپیما پره‌هایی در وسط آن وجود دارد. این پره‌ها در هر دقیقه بیش از یک صد هزار گردش دارند. در نتیجهٔ این چرخش، اورانیوم سنگین روی دیواره آخری سانتریفوژ قرار می‌گیرد و اورانیوم ۲۳۵ در کنار آن می‌نشیند. باید هزاران سانتریفوژ کنار هم قرار بگیرند تا بتوانیم اورانیوم را غنی کنیم؛ یعنی با یک یا چند سانتریفوژ نمی‌توان اورانیوم را غنی کرد.

غنی سازی با لیزرویرایش

در این روش با استفاده از لیزر اورانیوم‌های ۲۳۵ را باردار کرده و و با میدان مغناطیسی از هم جدا می‌کنند.

روش لیزر جهت جداسازی ایزوتوپ ها ابتدا در دوران جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت . اگر بخواهیم در بین همة روشهای غنی سازی ، این روش را مورد مقایسه قرار دهیم ، باید اذعان نمود که نسبت به دیگر روشها توفیق زیادی را بدست نیاورده است . قابلیت تنظیم طول موج در لیزرهای رنگی ، امکان استفاده از این روش را برای جدا سازی ایزوتوپ های مختلف یک عنصر ایجاد کرده است . جابجایی بینابی ایزوتوپ های هر عنصری از جمله اورانیوم ، اساس جداسازی در روش لیزر را تشکیل میدهد . دو نوع متفاوت جدا سازی با لیزر وجود دارد یکی جداسازی اتمی و دیگری جداسازی مولکولی . برای جداسازی در روش اتمی ، فرایند یونش فوتونی چند مرحله ای بکار گرفته شده و در حین این مراحل ، بخار اورانیوم با لیزرهای با طول موج متفاوت یونیزه می شود و سپس اتمهای مورد نظر به روش الکترومغناطیسی جذب خواهند گردید . علت استفادة چند مرحله ای در فرایند جداسازی اتمی ، محدودیت بازده لیزرهای رنگی قابل تنظیم می باشد . در روش جداسازی مولکولی از فرایند های فاز گازی استفاده شده و از فاز های مایع و جامد که در آنها اثر ایزوتوپی تحت تاثیر گستردگی خطوط انرژی بیناب قرار می گیرد اجتناب گردیده است .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

اورانیم (به انگلیسیUranium) یکی از عنصرهایشیمیایی است که عدد اتمی آن ۹۲ و نشانه آن U است و در جدول تناوبی جزو آکتنیدها قرار می‌گیرد. ایزوتوپ ‎۲۳۵U اورانیم در نیروگاه‌های انرژی هسته‌ای به عنوان سوخت و در سلاح‌های‌اتمی به عنوان ماده منفجره استفاده می‌شود.

اورانیم به طور طبیعی فلزی است سخت، سنگین، نقره‌ای رنگ و پرتوزا. این فلز کمی نرم تر از فولاد بوده و تقریبآ قابل انعطاف است. اورانیم یکی از چگالترین فلزات پرتوزا است که در طبیعت یافت می‌شود. چگالی آن ۶۵٪ بیشتر ازسرب و کمی کمتر از طلا است.

سال‌ها از اورانیم به عنوان رنگ دهنده لعاب سفال یا برای تهیه رنگ‌های اولیه در عکاسی استفاده می‌شد و خاصیتپرتوزایی (رادیواکتیو) آن تا سال ۱۸۶۶ میلادی ناشناخته ماند و قابلیت آن برای استفاده به عنوان منبع انرژی تا اواسط قرن بیستم میلادی مخفی بود.



 
Two hands in brown gloves holding a gray disk with a number 2068 hand-written on it





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

اورانیم یکی از سنگین‌ترین و چگالترین 18,97 g/cm³عنصری است که در طبیعت یافت می‌شود (هیدروژن سبکترین عنصر طبیعت است Platin 21,45 g/cm³ .)

اورانیم خالص حدود ‎۱۸/۷ بار از آب چگالتر است و همانند بسیاری از دیگر مواد پرتوزا در طبیعت بصورت ایزوتوپیافت می‌شود.

اورانیم شانزده ایزوتوپ دارد. حدود ‎۹۹/۳ درصد از اورانیمی که در طبیعت یافت می‌شود ایزوتوپ ۲۳۸ (U-۲۳۸) است و حدود ‎۰/۷ درصد ایزوتوپ ۲۳۵ (U-۲۳۵). دیگر ایزوتوپ‌های اورانیم بسیار نادر هستند.

در این میان ایزوتوپ ۲۳۵ برای بدست آوردن انرژی از نوع ۲۳۸ آن بسیار مهم‌تر است چرا که U-۲۳۵ (با فراوانی تنها ‎۰/۷ درصد) آمادگی آن را دارد که در شرایط خاص شکافته شود و مقادیر زیادی انرژی آزاد کند. به این ایزوتوپ «مادهشکافا» (FissileFissile) هم گفته می‌شود و برایشکافت هسته‌ای استفاده می‌شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

U-۲۳۵ قابلیت شکاف هسته‌ای دارد. این نوع از اتم اورانیم دارای ۹۲ پروتون و ۱۴۳ نوترون است (بنابراین جمعآ ۲۳۵ ذره در هسته خود دارد و به همین دلیل U-۲۳۵ نامیده می‌شود)، کافی است یک نوترون دریافت کند تا بتواند به دو اتم دیگر تبدیل شود.

این عمل با بمباران نوترونی هسته انجام می‌گیرد، در این حالت یک اتم U-۲۳۵ به دو اتم دیگر تقسیم می‌شود و دو، سه و یا بیشتر نوترون آزاد می‌شود. نوترون‌های آزاد شده خود با اتم‌های دیگر U-۲۳۵ ترکیب می‌شوند و آنها را تقسیم کرده و به همین منوال یک واکنش زنجیره‌ای از تقسیم اتم‌های U-۲۳۵ تشکیل می‌شود.

اتم U-۲۳۵ با دریافت یک نوترون به اورانیم ۲۳۶ تبدیل می‌شود که ثبات و پایداری نداشته و تمایل دارد به دو اتم با ثبات تقسیم شود. انجام عمل تقسیم باعث آزاد شدن انرژی می‌شود بگونه‌ای که جمع انرژی حاصل از تقسیم زنجیره اتمهای U-۲۳۵ بسیار قابل توجه می‌شود.

نمونه‌ای از این واکنش‌ها به اینصورت است:

U-۲۳۵ + n \rightarrow Ba-۱۴۱ + Kr-۹۲ + ۳n + ‎۱۷۰ Million electron Volts‎

U-۲۳۵ + n \rightarrow Te-۱۳۹ + Zr-۹۴ + ۳n + ۱۹۷ Million electron Volts

که در آن: electron Volt = ۱٫۶۰۲ x ۱۰-۱۹ joules

(یک ژول انرژی برابر توان یک وات برای مصرف در یک ثانیه‌است.)

مجموع این عملیات ممکن است در محلی بنام رآکتور هسته‌ای انجام گیرد. رآکتور هسته‌ای می‌تواند از انرژی آزاد شده برای گرم کردن آب استفاده کند تا در نهایت از آن برای راه اندازی توربینهای بخار و تولید برق استفاده شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

  • پی‌گیری این صفحه
رابطه میان نیرو (F)، گشتاور(τ)، و بردارهای ممان (p و L) در یک سیستم در حال چرخش.

عامل مؤثر در گشتن هر جسم به دور محوری را گَشتاوَر نیرو[۱] یا لنگر می‌نامند.

گشتاور یک کمیت فیزیکی است در حرکت چرخشی که به بزرگی نیرو و مسیر و مکان اثر نیرو بستگی دارد. گشتاور یک کمیت برداری بوده و یکای آن در سامانه استاندارد بین‌المللی یکاها، نیوتن متر است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

با این قاعده می‌توانیم جهت حرکت (عکس العمل ) یک سیم را که جریان برق از آن گُذر میکند دریک میدان مغناطیسیتشریح نماییم! انگشت شست مسیر جریان برق ( از مثبت به منفی ) نشانگر است. انگُشت سبابه خطوط میدان مغناطیسی را نشان میدهد و هرگاه برق از سیم پیچ بگذرد سیم حامل جریان برق در جهت انگُشت وسط ( بخاطر حرکتالکترون ها ) و قانون لورنتز تکان می‌خورد.

Rechte-hand-regel.jpg

قاعده دست راست برای تعیین جهت جریان الکتریکی بکار می‌رود، بدین صورت که اگر کف دست خود را طوری نگه داریم که خطوط میدان مغناطیسی به کف دست ما وارد شود انگشتان باز شده جهت جریان الکتریکی و شصت جهت حرکت هادی را نشان میدهد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد

آلیس بر سر دوراهی قرار گرفت و گفت: ممكن است به من بگویید از كدام راه باید بروم؟

گربه گفت: بستگی داره كجا بخواهی بروی.

آلیس گفت: نمی دانم!

گربه گفت: در این صورت فرقی نمی كند.

                                                 لوییس كارل، آلیس در سرزمین عجایب

 

تا زمانی كه ندانیم چه كار می خواهیم بكنیم، هر حركتی بی معنی خواهد بود.


 (این اصل را فراموش نکنیم)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرشته عالی نژاد


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

شزمنده ایم آقا
بسم رب المهدی
دل نوشته ای برای منتظران!!!!
در آستانه ی مهر
قلم ها
گوش تیز می كنند
تا
در دفتر انتظار
اینگونه دیكته كنند:
دیگر ابری نیست
ماه پشت ابرنیست
او آمد
او در باران آمد!!!
دعای اللهم عرفنی نفسك فراموش نشود
التماس دعا
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’

,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•’`
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•’
,•’``’•,•’``’•,
’•,`’•,*,•’`,•’
,•’``’•,•’``’•,.
’•,`’•,*,•’`,•’
.....`’•,,•......’
…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’•,,•’`
…..............…,•’``’•,•’``’•,
...........…...…’•,`’•,*,•’`,•’
..............……....`’•,,•

مدیر وبلاگ : فرشته عالی نژاد
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دریافت دعا فرج

كد موزیك برای وبلاگ


تصاویر زیباسازی وبلاگ

ابزار وب رایگان-جک و لطیفه
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

كد موسیقی برای وبلاگ


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic